تاثیر داستان بر احساسات کودکان

جوانان برای حل مشکلاتشان راه حل‌هایی را به کمک خانواده، مدرسه و شبکه‌های گوناگون ارتباطی در دامنهای وسیع پیدا می کنند. نکته اصلی در این است که بزرگسالان برای تحمل وقایع تلخ، کارهای فوق العاده انجام نمی دهند. در حقیقت، افراد بزرگسال فرصت های زیادی در اختیار جوانان قرار میدهند که اگر به درستی مورد استفاده قرار بگیرند کمک خوبی به جوانان می کند. در طول تاریخ و در عرصه ادبیات می توانیم قدرت شفابخش روایت پردازی را به وضوح مشاهده کنیم. برای تجزیه و تحلیل یک شوک عصبی که به یک خردسال وارد می شود، بهتر است که او را به بازی، نقاشی و داستان پردازی تشویق کنیم. سنت قصه گویی، به مردم این اجازه را میدهد که حادثه را برای یکدیگر تعریف کنند، توضیح دهند و استراتژیهای کنار آمدن با درد را با یکدیگر مبادله کنند. در درمان‌های مبتکرانه با استفاده از هنر موسیقی و داستان، محیطی امن جهت کشف خاطرات دردناک و خلق حالتی جدید، پدیدار می شود. در این بخش ما به بعضی از روش‌های ابتکاری که به کودکان و جوانان کمک میکند، اشاره می کنیم. البته تأکید ما در این است که گفت وگو، نقاشی و بازی با وسایل، برای مقابله با استرس های وارده به کودکان و نوجوانان ضروری است.

برونر Bruner (1990) می گوید: «قصه پردازی در پیشرفت ظرفیت و گنجایش حسی کودکان برای لمس و حس وقایع زندگیشان نقشی به سزا دارد.» اسکارلت و ولف Scarlett & Wolf (1979) در تأیید احساسات کاربردی کودکان بیان می کنند: «اسباب بازی کودکان و نحوه انتخاب آنها توسط کودک، گویای شخصیت کودک است.»

درواقع والدین اگر کودکان را به گفت وگو، بازی و نقاشی تشویق کنند، نقش مهمی در پیشرفت روایت پردازی کودک ایفا می کنند. بنابراین آنها می توانند با روایت افسانه ها و حکایات برای کودکان دنیای تخیل آنها را قوی تر سازند. شاید مهم ترین نقش والدین، گوش دادن به صحبت های کودکان باشد، این روشی مؤثر جهت ورود به دنیای درونی کودکان است.

نمایش و بازی نیروی بالقوه بسیاری برای کودکان و نوجوانان به همراه می آورد، تا به کمک آن درکی از زندگی آینده به دست آورند. حل مشکلات و قرار گرفتن در موقعیت های موجود و به وجود آمده، کشف فرضیات و الگوهای ممکن، یادگیری اینکه مردم چطور فکر می کنند، احساس میکنند، کار می کنند، چگونه با احساسات پریشان مثل عصبانیت، ترس و نفرت کنار می آیند از جمله چیزهایی است که در نمایش به آنها اشاره می شود. البته بعضی از افراد جوان و کودکان ممکن است در صحبت و توصیف اهمیت و اضطراب ناشی از آن، دچار مشکل شوند، پس نمی توان فقط به صحبت کردن و تأثیرات آن اعتماد داشت، به ویژه در مورد آن دسته از افرادی که زودتر خسته می شوند؛ دلواپس تر، گوشه گیرتر و پرهیجان تر هستند، گفت وگو به تنهایی کارساز نیست، بلکه بازی، داستان پردازی، تکنیک‌های گشتالت Gestalt ، ویدیو و ضبط صوت، الگوهایی برای آنها تهیه می کند که آنها را در پیدا کردن الگوهای نسبی یاری می دهد.

نقش بازی در ابتدایی ترین حالات بازی دیده می شود. دانش آموزان ابتدایی در بدو تدریس نقش‌هایی را به خود می گیرند که بازتابی از تجارب روزانه شان است. آنها نقش خود و اعضا خانواده شان را مرتبا به صورت تصاویری از شیرخوارگاه، بازار و غیره تغییر می دهند. بازی و بازیگری آنها را قادر می سازد که در دنیای تخیل خود جرئت پیدا کنند و آنها را تشویق می کند با غولها، ساحره ها و شاهزاده ها در داستانها روبه رو شوند. مهارت های بازیگری در دوران کودکی پیشرفت میکند و می تواند در خلق داستانهای مصور ادامه پیدا کند. با وقوع حوادث، کودکان در مدارس یا در خانه تجربیات جدید خود را در خلق بازی های جدید نشان می دهند.

تعلیم دهندگان نمایش به نقل از تحقیق جنینگز اعتقاد دارند که بازی باعث رشد نمی شود. اما می تواند به احساسات  افراد دیگر مجال دهد که حالات خود را نشان دهند. به علاوه از آنجایی که نمایش با احساسات سروکار دارد، روشی است که احتمالا به فرد جوان تحرک و نشاط می بخشد و به او لذت خاصی می دهد.

زمانی که از نمایش برای کارکردن با کودکان و جوانان استفاده می کنیم به اجرای یک نمایش اهمیت نمی دهیم، بلکه درصدد یافتن ایده هایی در خصوص ارتباط و نیز پاسخ به آنها هستیم. معلم در پشت صحنه مراقب بازی دانش آموزان است و بازی آنها را تحلیل و تفسیر می کند. وقتی جوان به طور عملی نمایشی را مشاهده می کند، جهت حل مشکلات موجود در داستان نمایش می تواند راه کارهایی را برای خود پیشنهاد دهد. گاهی تکنیک‌های تئاتر بسیار مفید هستند، به ویژه وقتی شرکت کنندگان تمایل به داشتن نقشی فعال باشند. در تئاتر افراد جوان تر به نقش‌های شاعرانه و پر زد و خورد تمایل بیشتری نشان می دهند، در مراحلی می توان عمل را متوقف نمود و درباره افکار، احساسات، انگیزشها و قدم های ممکن بعدی بحث و گفت وگو کرد. مشاهده کنندگان و مستمعین می توانند از نحوه کار هنرمندان انتقاد کنند و نتایج تذکراتشان را در نمایشات بعدی مشاهده کنند.

نمایش درمانی و نمایش روانشناسانه بیش از نمایش های معمول خاصیت درمانی دارند. کان به استفاده موفقیت آمیز از نمایش درمانی جهت کار با کودکان و جوانانی اشاره می کند که در مدرسه مشکلات روحی و رفتاری دارند. کان پیشنهاد می کند که ارائه یک تصویر جنگنده برای کودکان به جای تصویر فردی مهاجم، زیباتر و مفیدتر است. او جهت تغییر تصویری جنایی به فردی باوقار با توانایی های کنترل شده و قدرت جنگندگی طرح هایی را ارائه می کند. بدین ترتیب فردی بی نظم و بی حافظه به فردی منظم و جنگجو تبدیل می شود.

منبع: مشاوره و حمایت از کودکان در برابر ناملایمات، سونیا شارپ و هلن کاوی، ترجمه: دکتر سوسن آقاجانبگلو، صص۷۰-۷۲، نشر ورجاوند، تهران، چاپ دهم، ۱۳۹۱
سایت راسخون

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست