ترس و هراس دوران کودکی

ترس خصصیه رایج دوره کودکی است و در واقع یک واکنش طبیعی نسبت به تهدید ادراک شده است. اولن دیک Ollendick (1985) و همکارانش بر روی ۱۲۶ دانش آموز در گروه‌های سنی ۷ تا ۱۸ سال تحقیق کردند و مواردی را که ایجاد ترس می کند، سیزده مورد یافتند، مهم ترین آنها به ترتیب عبارتند از :
تصادف با ماشین با کامیون؛ از دست دادن قدرت تنفس؛  آتش گرفتن؛  مرگ و یا دیدن مرده؛  در معرض حملاتی چون بمب گذاری و یا اشغال قرار گرفتن؛ گرفتن نمره بد؛  ورود دزد به خانه؛ مشاجره والدین؛  احمق جلوه دادن؛  سقوط از ارتفاع و یا پیش ناظم فرستاده شدن.
نوع ترس‌هایی که کودکان و جوانان تجربه می کنند معمولا در سن‌های مختلف، تغییر می کند. حدود ۱۲ ماهگی ترس از غریبه ها و اشیا عجیب و غریب و ارتفاعات افزایش می یابد. از ۱۲ ماهگی تا ۲۴ ماهگی، کودکان اغلب از توالت می ترسند. از ۲ تا ۴ سالگی، ترس از تنها ماندن، تاریکی، سگ و مار ظاهر می شود. ترس های مطرح شده از طریق داستان ها و شخصیت‌های تلویزیونی همچون ارواح، و دزد بین سنین ۴ تا ۶ سال شکل می گیرد. از ۷ سالگی به بالا ترس از جراحت، مرگ و مدرسه شایع می شود. هراس، ترسی حادتر و دائمی تر است، کینگ King (1994) و همکارانش می گویند فوبیا ترسی است که:
باعث نگرانی حاد می شود. بیش از حدی است که به موقعیت بستگی داشته باشد. نمی توان در مورد آن توضیح داد و با استدلال کرد. فراتر از حد کنترل اختیاری فرد است. منجر به اجتناب از موقعیت ترس می شود. غیرانطباقی است. مختص سن و یا مرحله خاصی نیست.
یکی از خصیصه های ترس، آن است که معمولا منجر به اجتناب از موقعیت‌های هراس آور می شود. شایع ترین ترس های دوره کودکی با تاریکی، حیوانات و مدرسه مرتبط‌اند. برخی چنین فکر میکنند که شاید سازگاری زیست شناسانه در ورای این هراس ها وجود داشته باشد چرا که اغلب در ارتباط با اشیا و موقعیت هایی مطرح می شوند که امکان تهدید بقا را به دنبال دارند و به ندرت دیده شده که اشیای بی خطر باعث ایجاد هراس گردد (سلیگمان و هگر Seligman & Hager 1972). از لحاظ غریزه ادامه بقا عقلانی است که کودکان از چیزهای خاصی بترسند و در نتیجه از آنها دوری کنند، ولی وقتی ترسی در کودک ایجاد می شود می توان گفت این ترس عقلانی، خیلی افراطی شده است.
از نظریه فراگیری مبتنی بر رفتارگرایی جهت تشریح نحوه شکل گیری غالب هراس ها استفاده می شود. شرطی شدن، الگو گرفتن، راهنمایی و تقویت مثبت همگی در شکل گیری ترسها نقش دارند. شرطی شدن را از این رو به عنوان یکی از عوامل مؤثر در شکل گیری ترس معرفی می کنند که اغلب رویدادهای آسیب زا و یا تکرار شده همچون محرکی برای ایجاد ترس عمل می کند. آزمایش آلبرت که در سال ۱۹۲۰ توسط واتسون و راینر انجام گرفت نمونه عملی تأثیر شرطی شدن در ایجاد ترس است. آلبرت نه ماه قبل از آزمایش هیچ نوع ترسی نسبت به حیوانات زنده نشان نمی داد او فقط وقتی صدای ضربه بلندی از پشت سرش می شنید واقعا می ترسید. از آن پس واتسون و واینر هر وقت که آلبرت به موش دست می زد آن صدای بلند را ایجاد می کردند. پس از هفت بار تکرار، آلبرت هنگامی که موش را بدون هیچ صدایی می دید به گریه می افتاد. در مورد برخی کودکان، ترس ممکن است از طریق الگو گرفتن و تقویت ایجاد شود. بدین صورت که کودکان اشخاص زیادی را می بینند که ترس و اضطراب از خود بروز می دهند و از ابراز ترس و اضطراب، از طریق عکس العمل های والدین همچون اطمینان دادن به آنها، عصبانی شدن و یا ابراز محبت تقویت می شوند. کینگ و همکارانش چنین مطرح می کنند که ترس ممکن است از طریق هر یک از این روش ها ایجاد شود ولی عامل تعیین کننده نهایی برداشت خود کودک از توانایی و از عهده مشکلات برآمدنش است.
اگراس Agras (1972) و همکارانش معتقدند، ترسهای دوران کودکی در بین ۳ تا ۸ درصد کودکان ایجاد می شود و بدون دخالت دیگران معمولا در طی پنج سال از بین می رود. همچنین مارکز و گلدر می گویند که یک استثنا وجود دارد آن هم ترس از حیوانات است که اغلب پیش از پنج سالگی شروع می شود و امکان دارد تا بزرگسالی هم ادامه یابد.
با توجه به مقاومت ترس ها در برابر تغییر، شاید این امر تا حدی اطمینان بخش باشد که اغلب آنها با رشد افراد از بین می رود. پنج سال اول، بخش عمده ای از زندگی هر کودک را تشکیل می دهد و از این رو دخالت دیگران مهم و ارزشمند است. در قسمت های بعدی این فصل به خوبی به بررسی رویکردهای ممکن در کار با کودکان و جوانانی می پردازیم که دچار ترس شده اند. در ابتدا به تفصیل به بررسی اضطراب های ناشی از شرکت در مدرسه می پردازیم.
اضطراب و ترس از مدرسه رایج است. هر چند کینگ و همکارانش اظهار می دارند که فقط کمتر از یک درصد از کودکان و جوانان به اضطراب حاد ناشی از شرکت در مدرسه مبتلا می شوند. کودکان و جوانان به دلایل بسیار متفاوتی از رفتن به مدرسه امتناع می کنند، تأثیرات منفی آن روی کودک و افت تحصیلی و همچنین بر اعضای خانواده ممکن است بسیار شدید و ناراحت کننده باشد. بر اساس قوانین آموزش و پرورش در انگلستان در صورت غیبت مداوم کودک از مدرسه خانواده جریمه می شود. بنابراین بیشترین فشار ناشی از غیبت و هراس کودک متوجه خانواده است.
منبع: مشاوره و حمایت از کودکان در برابر ناملایمات، سونیا شارپ و هلن کاوی، ترجمه: دکتر سوسن آقاجانبگلو، صص۱۰۲-۹۹، نشر ورجاوند، تهران، چاپ دهم، ۱۳۹۱
سایت راسخون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست